دو هفته ست درست و حسابی توی خونه‌ی خودمون نخوابیدیم! صبح کله‌ی سحر زدیم بیرون و شب، بوقِ سگ رسیدیم خونه. وسایل توی یخچال داره خراب میشه و مواد توی کابینت تاریخشون داره تموم میشه. حداقل یک هفته ست که جز سه ساعت مناظره، هیچی از تلویزیون ندیدیم و لپ‌تاپ رو هم کلاً خونه نبردم که بخوام استفاده کنم.
درسته یه هفته مونده به تولدم و درسته که هیچ ربطی به مسائل بالا نداره؛ ولی شرافتاً قرار نبود اردیبهشت اینجوری شروع شه... / تمام