اثر مارکو پولو شرح دست‌اول بی‌همتایی به دست می‌دهد از آداب مرتبط با میل جنسیِ ساکنانِ کشورهایی که از آن‌ها گذشته یا در آن‌ها اقامت کرده. قدرت آن هم از کیفیت روایت ناشی می‌شود و هم از اطلاعات اصیلی که در اختیار می‌گذارد. این امر به‌خصوص دربارۀ مناطق پیرامون شیچانگ چین صادق است که مارکو پولو گزارش نامرتبی از عادات جنسی ساکنان آن به ما می‌دهد: «میل دارم اضافه کنم که در این منطقه رسمی مرتبط با زنان مردم وجود دارد که به شما خواهم گفت. مرد جماعت اگر غریبه یا شخص دیگری همسر، دختر، خواهر یا هر زن دیگری در خانه‌شان را هتک حرمت کند، آن را اهانت تلقی نمی‌کنند؛ آن‌ها به‌بستررفتن ایشان را عنایتی بزرگ تلقی می‌کنند و می‌گویند، به ‌لطف آن، خدایان و بت‌هایشان به آن‌ها بیشتر متمایل شده و وفور غنایم این‌جهانی را برایشان به ارمغان می‌آورند.»

این‌گونه است که ما متوجه می‌شویم ساکنان شیچانگ هنگامی‌که غریبه‌ها را در خانه‌های خویش می‌پذیرند به همسران خود دستور می‌دهند تا هر میل و هوس مهمانشان را برآورند و سپس خود داوطلبانه خانه را ترک کرده و مادامی‌که غریبه آنجا را ترک نکرده، که ممکن است سه یا چهار روز طول بکشد، باز نمی‌گردند. طی این مدت، غریبه می‌توانست آزادانه از تمام زنانی که در آن خانه زندگی می‌کردند کام بگیرد: «همان‌طور که برایتان گفتم، این است دلیل آنکه همسرانشان را با چنین سخاوتی در اختیار غریبه‌ها می‌گذارند. به یاد داشته باشید که آن‌ها وقتی غریبه‌ای را می‌بینند که به‌دنبال جایی برای ماندن است، همگی از دعوت او به منازل خویش خشنود و خوشحال‌اند و به‌محض اینکه او مستقر شد، ارباب خانه فوراً بیرون رفته و به همسر خود دستور می‌دهد تا ازآن‌پس تمام حوایج غریبه را برطرف کند. سپس، همین که دستور را داد، خود به باغ انگور یا مزارعش رفته و تا زمانی‌که غریبه آنجا را ترک نکرده باز نمی‌گردد.

بنابراین گاهی غریبه سه یا چهار روز در خانۀ آن فلک‌زده مانده و با زنش، دخترش، خواهرش یا هرکس که خواست اوقات خوبی می‌گذراند.» برای تضمین اینکه رضایت او کامل باشد، برهم‌نزدن آسایش غریبه در لذاتش اهمیت دارد.

ساکنان شیچانگ سیستم اطلاعاتی بسیار ساده‌ای اختراع کردند که مهمانانشان را از آرامش و آسایش ضروری برخوردار می‌کرد: «مادامی‌که غریبه در آنجا ساکن بود، کلاه او از در یا پنجره آویزان می‌شد یا نشانۀ دیگری داده می‌شد تا ارباب خانه بداند که مردِ دیگر هنوز آنجاست: تا زمانی‌که نشانه موجود است، او جرئت بازگشت ندارد. این رسم در سراسر منطقه رواج دارد.»