میم‌صاد آنلاین

درباره زندگی، فرهنگ، هنر و جامعه

ما هیچ ما نگاه...

یه روز شاملو میاد خونه می‌بینه آیدا هنوز نیومده و از اونجایى که اون موقع تلفن نبود براش یادداشت می‌ذاره: «ایدا من ساعت٦:٣٠ اومدم و الان٧:٣٠ه. تو هنوز نیومدى، تحمل خونه بدون تو سخته. میرم بیرون چرخى می‌زنم، امیدوارم برگشتم تو درو برام باز کنى، خونه بدون تو جهنمه!»
و آیا در اون لحظه در سرتاسر عالم زنی به خوشبختی آیدا بوده؟ حاشا! 
خیر!
اوه...
نمی‌دونم چی بگم اصلا...
همون ما هیچ ما نگاه!
چقدر عشق‌های اینجوری قشنگه... .
و چقدر دیگه نیست!
خوش به حالش
خوش به حالشون!
عنوان پست خیلی برازنده است به نظرم :)
بله بله
چه خوشمزه و خوشکل ^__^
و دوست داشتنی.
پنجشنبه ۳ آبان ۹۷ , ۱۸:۲۱ قاسم صفایی نژاد
معلوم نیست کجا میخواسته بره :))
:)) زاویه نگاهش عالیه
از این یادداشتا لطفا!
بله وافعا!
ماهیچ ما حسرت 
ما نگاه به دنیای دروغین 
ما حسرت فقط!
کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
طراحی: عرفان قدرت گرفته از بیان