میم‌صاد آنلاین

درباره زندگی، فرهنگ، هنر و جامعه

آنچه می گوییم (آنچه واقعاً می‌خواهیم بگوییم)

هر روز در توئیتر ژانر جدیدی راه می افتد. یعنی فردی توئیتی می کند و بقیه مشابه همان موضوع، توئیت می کنند. گاهی این ژانرها کوتاه است و زود تمام می شود و گاهی طولانی است. معمولا هم یافتن نقطه‌ی شروع ژانر کار ساده ای نیست. این بار کسی با موضوع «آن چه می گوییم (و آن چه واقعاً می‌خواهیم بگوییم)» توئیت کرده است. تعارف‌ها و حرف‌های دروغ. سعی کردم اکثر موارد را جمع آوری کنم:

حالا گفتن نداره ولی... (با جزئیات می گوید)

البته نمی خوام ناراحتت کنم اما... (ناراحت می کند)

البته به من ربطی نداره... (خودش را ربط می دهد)

قصدم فضولی نیست... (فضولی می کند)

البته قصد دخالت ندارم... (دخالت می کند)

یه وقت جسارت نباشه... (جسارت می کند)

حمل بر خودستایی نشه... (خودستایی می کند)

ناراحت نشی از دستم... (ناراحت می کند)

مصدع اوقات نمی شم فقط... (مصدع اوقات می شود)

یه وقت بی ادبی نباشه... (بی ادبی می کند)

نمی خوام از شخص خاصی نام ببرم... (از شخص خاصی نام می برد)

حالا نمی خوام وارد جزئیات بشم... (وارد جزئیات می شود)

حالا نمی خوام از خودم تعریف کنم... (از خودش تعریف می کند)

نمی خوام خیلی وقتتون رو بگیرم... (خیلی وقتمون رو می گیرد)

اصلن نمی خوام نصیحتت کنم... (نصیحتم می کند)

خیلی سربسته بگم... (موضوع را می شکافد)

قصدم توهین نیست... (توهین می کند)

با وجود احترامی که برای نظر شما قائلم... (احترامی برای نظر من قائل نیست)

شوخی می کنم (جدی می گوید)

ما که بخیل نیستیم اما... (بخل می ورزد)

من که با تو تعارف ندارم... (تعارف می کند)

دانشمندها کشف کرده اند که... (بی ربط می گوید)

به خاطر پولش نیستا... (به خاطر پولش است)

قضاوت نمی کنم اما... (قضاوت می کند)

خلاصه سرتون رو درد نیارم... (سرمان را درد می آورد)

غیبتش نباشه ها... (غیبت می کند)

واسه خودت می گم... (واسه خودش می گوید)

حاشیه نرویم... (حاشیه می رود)

بین خودمون بمونه اما... (بین خودمان نمی ماند)

از حرفی که می زنم مطمئنم... (از حرفی که می زند مطمئن نیست)

گشنه ام نیست ولی یه لقمه باهات می خورم (کل غذا را می خورد)

بهت برنخوره ها... (حرفی می زند که بهم بربخورد)

یه اخلاق بدی که دارم اینه که... (یک اخلاق خوبش را می گوید)

یه لحظه، مطمئن باش درد نداره (مطمئنم درد دارد)

ناگفته پیداست که... (ادعای عجیبی می کند)

بر همگان واضح و مبرهن است که... (بر هیچ کس واضح و مبرهن نیست)

برای دوری از اطناب مقاله را با این بحث به پایان می برم که... (بیست صفحه ی دیگر می نویسد)

این دو کلمه را هم بگویم و تمام... (ده دقیقه ی دیگر حرف می زند)

نمی خوام پشت سرش حرف بزنم... (پشت سرش حرف می زند)

البته من پیگیر کار ایشون نیستم... (هر روز پیگیر کار ایشون است)

البته من کوچکتر از اونم که در حضور استاد حرف بزنم (سه ساعت سخنرانی می کند)

من تخصصی در این موضوع ندارم اما... (نظر فوق تخصصی می دهد)

نذار بگم... (همه موضوع را می گوید)

حالا کی با تو بود؟ (دقیقن با خودش بود)

قابل شما رو نداره (مشتری را تلکه می کند)

شاید باورتون نشه اما... (باورمان می شود)

الان جلسه ام، زنگ می زنم (زنگ نمی زند)

نه که نخوام ولی... (نمی خواهد)

نیت بدی نداشتم (نیت بدی داشت)

زنگ زدم حالت رو بپرسم (نمی خواهد حالم را بپرسد)

دیدی گفتم (نگفته بود)

...اما امیدوارم من اشتباه کرده باشم و این اتفاق نیفتد (امیدوار است تو اشتباه کرده باشی و این اتفاق بیفتد)

شمای نوعی رو عرض می کنم (شمای شخصی رو عرض می کند)

باز خود دانی (نظراتت مزخرف است)

هر جور خودت صلاح می دونی (برایش مهم نیست چه کار می کنی)

منظورم این نبود (منظورش همین بود)

چرا بد برداشت می کنی؟ (درست برداشت کرده ام)

هر کاری دلت می خواد بکن (جرئت داری خلاف نظر من رفتار کن)

دارم فقط به تو می گم (آخرین نفری هستم که می فهمم)

خودمو عرض می کنم (فرد دیگری را عرض می کند)

التماس دعا داریم (التماس دعا ندارد)

مشتاق دیدار (مشتاق دیدار نیست)

چیزیم نیست، خوبم (دارد می میرد)

یه جوری نوشتی که... (یه جوری ننوشتم که)

بازنشر از ویرگولِ امیرحسین مجیری

سه شنبه ۱۸ تیر ۹۸ , ۱۴:۱۰ هادی اسماعیلی فضل
سلام وب خوبی دارین . بنده هم تک بیت همراه با عکس نوشته کار می کنم خوشحال میشیم در خدمتتون باشیم.
چه کرده برق لبت با دلم؟ نمی دانم
همیشه کشته ی یک اتصال کوتاهم

همیشه زجر دشمن شادی آور نیست گاهی هم
دل یک گربه با مرگ سگی ولگرد می گیرد

بنشین برایت حرف دارم در دلم غوغاست
وقتی که شاعر حرف دارد آخر دنیاست
بعله...
حقیقت تلخیه
متاسفانه البته!
قشنگ کامل کامل بود ، خصوصا "شوخی میکنم ... (کاملا جدیست)" برای همه صادقه انگار :|
همه جملاتش رو من تجربه کردم... :)
سه شنبه ۱۸ تیر ۹۸ , ۱۵:۴۸ منتظر اتفاقات خوب (حورا)
چرا اینجوریه آخه؟ :-)))
فرهنگ مونه!
معمولا وقتی از کلمه مشتاق دیدار استفاده می کنم که واقعا از دیدن طرف مقابل خوشحال شدم

آخ آخ آخ از قابل شما رو نداره...
با بقیه هم موافقم
من گرسنه ام نیست... (تمام غذا رو می خورد!)
گشنه ام نیست ولی یه لقمه باهات می خورم (کل غذا را می خورد)

این بیشترین کاربرد رو تو اطرافیان داره :))

و بقیه هم به نوبت پشت هم ! ما تعارفی ترین مردم جهان که حتی برای عبور از در مستراح هم به یکدیگر تعارف می کنیم در غیاب هم پوست هم را زنده زنده می کنیم و کاه پر می کنیم !
دقیقا دقیقا
کاش میشد روراست باشیم... واقعا کاش میشد...
حیف که نمیشه!
آخ آخ!
۹۹درصد تعارفات و اصطلاحاتی که روزانه به کار میبریم جزو همین دسته هاست.تو دل یه چیز دیگه است و به زبان یه چیز دیگه...
هومم!
حالا همه ی توییت ها رو هم نمیخوام بنویسم. ( همه ی توییت ها رو می نویسد)
:)
واقعا همینیم.


من در رابطه با این تعارفات، سیستم دفاعی لبخند تلخ رو انتخاب کردم.
من هم.
کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
طراحی: عرفان قدرت گرفته از بیان