یادداشت‌های کوتاه درباره زندگی، فرهنگ، هنر و جامعه

۱۹۹ مطلب با موضوع «روزنوشت» ثبت شده است

از میان نوشته‌های قدیمی

توی یکی از بیلبوردهای شهری «نوین چرم» برای جذب مشتری بیشتر، پایین بیلبورد نوشته: «انتخاب بهرام رادان» می‌خوام توی بحث فرهنگ و هنر، مخصوصاً در مطبوعات و سینما، به این حد برسم که توی تبلیغاتشون بنویسن: «انتخاب مهدی صالح‌پور»!

پی‌نوشت: یادش بخیر، قبلاً چقدر به آینده امیدوارم بودم!
۲۶ آذر ۹۶ ، ۱۱:۱۲ ۳ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰
میم صاد

نقش مهم پلیس در ترافیک

سیستم چراغ‌قرمزهایی که دست پلیس‌ه، اینجوریه که چراغ رو سبز می‌کنن، به محض اینکه می‌خواد ترافیک باز شه، دوباره قرمزش می‌کنن که مبادا یکی از گره‌های ترافیکی باز بشه و مردم کارشون راه بیفته! باید هر دو طرفِ تقاطع، عادلانه توی ترافیک و پشتِ چراغ قرمز بمونن!
۰۸ آذر ۹۶ ، ۱۱:۴۷ ۶ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰
میم صاد

من عاشق بانکداری اسلامی‌ام

برای خونه وام مسکن زوجین گرفتیم؛ نفری 50 میلیون، در مجموع 100 میلیون تومان. برای خرید این وام، 16 میلیون تومان خرج کردیم (اوراق حق تقدم وام مسکن خریدیم) دوستان لطف کردن، 20 میلیون تومان هم وام جعاله صوری دادن بهمون، که برای خرید اون هم حدود 3 میلیون خرج کردیم. یعنی برای وام 120 میلیونی، 19 میلیون خرج کرده و 101 میلیون دریافت کردیم. تا اینجای کار، اشکال نداره، چون سپرده گذاری نکرده بودیم، باید این پول رو به کسی که سپرده گذاشته و پولش توی بانک خوابیده بوده، می‌دادیم. مشکل اصلی من اینه مبلغ بازگشتِ این 101 میلیون، 295 میلیون تومانه! یعنی سه برابر.

اما باز هم خیالی نیست؛ چون اگر من بخوام همین پول رو از بازار آزاد بگیرم، ماهی 3 میلیون سود (نزول) باید بدم. ولی قسط من کمتر از دو میلیونه و بازپرداختم 12 ساله. اما چرا حالا که قسط من 27م هر ماه ثبت شده و من سومین روزِ ماه می‌خوام پرداختش کنم، باید 7 تا 10 هزار تومان جریمه بدم؟ یعنی چی؟ یک هفته تاخیر، ده هزار تومان کارمزد و دیرکرد و جریمه؟ بانک میگه یه ماه جلو بنداز که همیشه بستانکار باشی و جریمه نخوری. بهش میگم اگه من یک هفته زودتر بدم، همین ده هزار تومن از قسط کم میشه؟ میگه نه.

من واقعا کشته مرده‌ی این شیوه بانکداری اسلامی‌ام. دمشون گرم. واقعا کارشون درسته. ایشالا خدا بهشون خیر بده...
۰۴ آذر ۹۶ ، ۱۱:۱۵ ۷ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰
میم صاد

تعطیلات باید اینجوری باشه

جمعه رو از دست دادیم، شنبه هم بالاجبار سرکار بودیم اما یکشنبه! یکشنبه‌ی تعطیلِ بسیار خوبی بود. غیر از دیدنِ فیلم «ترومن شو» که حسرت خوردم چرا اینقدر دیر دیدمش؛ با محیا، سه تا کارِ خوب دیدیم. انیمیشن «بچه رییس» که تهِ فرهنگسازی برای بچه‌دار شدن بود؛ به همراه فیلم‌تئاتر «ستوان اینیشمور» که متنِ به شدت قوی‌ای داشت. و «جایی برای پیرمردها نیست»ِ برادرانِ کوئن. که البته زیرنویسش به قدری بد بود که بنظرم باید با یه زیرنویس دیگه بعداً مجدد ببینیمش.

پی‌نوشت: همین چهار تا کار رو بخوای توی سینما و تئاتر ببینی، باید بالای صد، صد و پنجاه خرج کنی؛ اما میشه راحت و رایگان خونه دید. و به نظرم توی خونه فیلم/تئاتر دیدن، لم دادن جلوی مبل، وسطش پاوز کردن و رفتن به دستشویی، آپشن‌هایی‌ه که توی سالن فیلم/تئاتر دیدن، ندارتشون.
۲۹ آبان ۹۶ ، ۱۱:۲۹ ۳ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰
میم صاد

پس کی حقوق‌ها رو می‌ریزن؟!

دو سه سالی بود که اینطور، مثل فیلم‌ها و قصه‌ها، آخر ماه، چشمم به تقویم نبود و برای رسیدنِ سرِ برج و حقوق گرفتن، اینطور لحظه‌شماری نمی‌کردم. بد نیست، اینکه آدم دیگه مجبوره از اولِ ماه حواسش به هزار تومن هزار تومنِ خرج کرده‌هاش باشه. اما خوب هم نیست؛ سبک زندگی ما جوری‌ه که هزار تا اتفاق غیرمنتظره وسط ماه میفته که همشون هم اجتناب‌ناپذیرن. نمیشه پیچوندشون. 

پی نوشت: این ماه، در سه مرحله از سه نفر قرض گرفتم و الان باید به واسطه یکی از همین اتفاقات اجتناب ناپذیر، برای سه روز آینده در آستانه صفر شدن و قرض گرفتنم و اصلا این اتفاق رو دوست ندارم.
۲۷ آبان ۹۶ ، ۱۱:۲۹ ۵ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰
میم صاد

این بدعت خطرناک حکومتی

دلم می‌خواد درباره این بدعت خطرناک حکومتی بنویسم اما... اینجا برای نوشتن فضا کم است! از اینکه مردم این شکلی دارن به این بدعت پر و بال میدن و وسیع‌ترش می‌کنن، می‌ترسم. از اینکه داره این شکلی از علاقه مردم به مذهب سواستفاده میشه، حالم بد میشه.

با این وضع، بچه‌های ما به جای فهمیدنِ قرآن، به جای یاد گرفتن راست‌گویی و درست رفتار کردن، به جای محبت و اخلاق اسلامی، فقط باید عزاداری‌های فاطمیه و مسلمیه و پیاده‌روی از اینجا و به اونجا رو حفظ کنن و تقلید کنن؛ و فکر کنن اسلام فقط همین‌هاست.

ترسناکه. خیلی ترسناک.
۱۸ آبان ۹۶ ، ۱۳:۲۶ ۹ نظر موافقین ۷ مخالفین ۶
میم صاد

کجای تهران خونه بخریم؟!

ما تصمیم گرفته بودیم خونه بخریم اما همپول نداشتیم هم اینکه کجای تهران خونه بخریم رو نمی‌دونستیم. بعد از ماجراهای فروردین ماه که با ده میلیون پولِ نقد رفته بودیم دنبال خونه‌های ۲۵۰ میلیونی، شیوه گشتن‌مون عوض شد. دنبال وام‌های مختلف میلیاردی(!) گشتیم. واحدهای ارزون‌تر می‌دیدیم که در دسترس‌تر باشن. داشتیم فکر می‌کردیم چقدر از چه کسایی می‌تونیم پول قرض کنیم. داشتیم می‌گفتیم بعد از انتخابات خونه ارزون میشه حتماً!
۱۰ آبان ۹۶ ، ۱۹:۵۲ ۱ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰
میم صاد

زرد؛ تلخ و رمزآلود مثل سینمای فرهادی

هفته گذشته فیلم زرد رو دیدم. برخلاف نظر دوستان و آشنایان؛ من فیلم رو خیلی دوست داشتم. ریزه‌کاری‌های زیادی داشت که حواس نویسنده و کارگردان به خیلی‌هاشون بود و یه سری رو هم از دستش در رفته بود. 


دغدغه کارگردان روی ناگفته‌های زندگی آدم‌ها و قایم کردن بعضی اتفاقات ریز خوب بود. روابط بین شخصیت‌ها (با اینکه تقریباً دیگه داره تکراری میشه که چند تا جوانک دور هم شاد و خوشحالن اما اتفاقاتی باعث تلخی بین‌شون میشه) بد نبود و در طول فیلم حتی با اضافه کردن یه سری جزییات بهتر شد. خرده‌داستان‌ها عالی بودن و ریتم اتفاقات هم مناسب بود.


نمیشه بهش نمره 7 و 8 (به سبک آی‌ام‌دی‌بی) داد اما توی فیلم‌های ایرانی نمره قابل قبولی می‌‌گیره. سه ستاره مثلا!

۲۳ مهر ۹۶ ، ۰۹:۳۸ ۱ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰
میم صاد

محتوای این مطلب حذف شده است

خیلی غُر توی ذهنم هست که باید بنویسم تا آروم بشم اما نمی‌نویسم. نمی‌دونم چرا؛ باید بیاد روی صفحه سفید و بارش از دوشم برداشته بشه اما فعلاً دارم تمرین صبوری می‌کنم.

توی این یکی دو سال اخیر، همش خواستم خدا رو ماه بزنه جلو و به جای الان، دو ماه بعد باشه. اما وقتی دو ماهِ بعدی سر می‌رسه، بازم انگار حالم خوب نیست و فکر می‌کنم اگه دو ماه دیگه بگذره، درست میشه. و هی درست نمیشه. و هی حالم دلم خوب نیست.

این مطلب باید محتوای غمگین‌تر و سنگین‌تری می‌داشت اما مثل خیلی از پست‌های دیگه، محتواش حدفاصل مغز تا دست حذف شد. به یاد زمانِ انتخابات، علی برکت الله...
۲۲ مهر ۹۶ ، ۱۶:۳۸ ۳ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰
میم صاد

جای پارک‌ها را نسوزانید!

در ادامه پست‌های رانندگی‌وار، امروز خدمت‌تون عرض کنم که مشکل من در هفته گذشته، سوزاندن جاهای پارک توسط هموطنان بود. البته این قضیه ربطی به ماجراهای عجیب و غریب چالش سنگ و آتش و ری‌استارت و اینها ندارد!

مشکل من این است رانندگان محترم جوری پارک می‌کنند که مثلا در جایی که سه تا ماشین شاسی بلند راحت می‌توانند پارک کنند، نهایتاً دو تا پراید پارک می‌شود. جلویی یک و نیم متر تا پارکینگ همسایه فاصله دارد، عقبی هم جوری پارک می‌کند که یک و نیم متر پشت سرش تا پارکینگ همسایه فاصله داشته باشد؛ و در نهایت منِ بینوا هر روز حدود پانزده دقیقه برای رسیدن به جای پارک مناسب بگردم.

لطفا درست پارک کنید؛ خودخواه نباشید و برای کسانی که بعد از شما می‌خواهند پارک کنند هم جا نگه دارید. لطفا!
۱۹ مهر ۹۶ ، ۱۹:۴۳ ۳ نظر موافقین ۶ مخالفین ۰
میم صاد