میم‌صاد آنلاین

درباره زندگی، فرهنگ، هنر و جامعه

در راستای پست قبل...

بیست شانزده

دوست دارم بنویسم سال بدی بود اما من‌وتو بد نبودیم... اما واقعا سال بدی نبود.
زندگی دونفره مون خوب بود، اوضاع کار و بار هم.
یادش بخیر سفر یک روزه به شمال... یادش بخیر تولدت پارسال؛ مرغ آمین؛ تحویل سال ۹۵؛ اعلام جایزه کنِ فروشنده، حسودی من به سعید روستایی و فیلمش...
یادش بخیر سومین سالگرد عقد و دومین سالگرد ازدواج مون
و‌ یاد عباس کیارستمی گرامی باد!

چرا؟

چرا باید الان اینقدر ترافیک باشه؟! ساعت دو بعد از ظهر یک روز عادی!

کویین‌های عزیز؛ بشتابید!

درمان بیماری عشق

جناب ابن‌سینا در کتاب قانون می‌فرمایند:
دانستن نام معشوق و شناختن آن یکی از معالجات اساسی بیمار است. پس در صورتی که عاشق راز خود را فاش نساخت، باید نیرنگی به کار برد؛ نبضش را گرفته، شروع به ذکر نام مردمان کرده، دقت کنید کی و‌ در هنگام بردنِ نام چه کسی نبضش بسیار تفاوت می‌کند...

درخواست پناهندگی

شما این عکس رو ببر هر سفارتخونه‌ای، در لحظه بهت پناهندگی میده.
یک ساعت و ۳۸ دقیقه + ۴۳ دقیقه

تهران؛ ما رو نخور!

دوستِ ایام ترافیک!

بعد از نزدیک به پنج ماه بردمش کارواش ؛ وضعیت جوری بود که دیگه از شیشه عقب چیزی دیده نمی‌شد و رسما آینه‌های بغل هم حضورشون بی‌معنی شده بود. 
بعد از کارواش؛ تنها مشکلی که الان به وجود اومده، اینه که وقتی کنار خیابونه سخت پیداش می‌کنم! به اون رنگ خاکستری ِخاکی عادت کرده بودم.
داره سه سال میشه که بدون اینکه یه بار منو کنار خیابون بذاره، هر روز و شب بی‌ملاحظگی‌هام توی دست اندازها رو می‌بخشه! هنوز هیچی نشده دلم براش تنگ میشه...

پیش به سوی برجام۲

فروش کمتر از یک میلیون در هفته برای هفت فیلم!

۱ ۲
طراحی: عرفان قدرت گرفته از بیان