یادداشت‌های کوتاه درباره زندگی، فرهنگ، هنر و جامعه

۶۶ مطلب با موضوع «گلچین» ثبت شده است

بخش‌هایی از اینترنت آزاد شد! (آپدیت: دوباره فیلتر شدند!)

لیست سایت‌هایی که همزمان با تلگرام رفع فیلتر شدند:

🔹پینترست (Pinterest) : شبکه اجتماعی اشتراک‌گذاری عکس
🔹سوآرم (Swarm) : شبکه اشتراک گذاری لوکیشن
🔹فوراسکوئر (Foursquare) : شبکه اجتماعی راهنمای شهری
🔹ساوندکلاود (Soundcloud) : شبکه اشتراک گذاری پادکست و موسیقی
🔹مدیوم (Medium) : شبکه اشتراک گذاری متن (مثل بلاگ)
🔹کورا (Quora) : شبکه اجتماعی پرسش و پاسخ
🔹ردیت (Reddit) : شبکه اشتراک گذاری اخبار

شاید از خیلی‌هاشون استفاده نکنیم ولی یادمون باشه خیلی از سایت‌ها که برای امور تخصصی بودن، بدون دلیل و منطق در دوره بهاری سال‌های میانی دهه هشتاد، از دسترس خارج شدن و برای برخی امور ساده برنامه‌نویسی، دانشگاهی، پژوهش و.... مجبور به استفاده از نرم‌افزارهای تغییز آی‌پی بودیم.

کاش بازنگری کلی توی این فیلترها صورت بگیره و از همه مهم‌تر، یوتیوب و توییتر و هم رفع فیلتر بشن.
...

آپدیت ساعت شش عصر:
سرویس‌هایی همچون اپلیکیشن مکان نمایی Swarm و سرویس Foursquare، شبکه اجتماعی پینترست، سایت اشتراک گذاری صوت ساوندکلاود، وب‌سایت مدیوم و وبسایت کورا (Quora) سرویس‌هایی هستند که تنها چند روز در دسترس کاربران بودند و دوباره دچار فیلترینگ شده‌اند. / دیجیاتو
۲۴ دی ۹۶ ، ۱۰:۳۸ ۴ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰
میم صاد

در راستای پست قبل...

۲۰ دی ۹۶ ، ۱۵:۲۸ ۳ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰
میم صاد

کارنت مود

در گلو می‌شکند ناله‌ام از رِقَتِ دل ... قصه‌ها هست ولی طاقت ابرازم نیست!
۱۸ دی ۹۶ ، ۱۱:۴۲ ۲ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰
میم صاد

روایت امیرخانی از تهیه کتاب صوتی قیدار

ر⁣ضا امیرخانی در برنامه «چشم شب روشن» حضور پیدا کرد و درباره تجربه صوتی کردن کتاب «قیدار» خود توضیح داد و آن را یک تجربه شیرین قلمداد کرد.

سیدعلی کاشفی خوانساری کارشناس مجری برنامه «چشم شب روشن»، یکشنبه شب میزبان رضا امیرخانی نویسنده شناخته شده بود. کاشفی در بخشی از برنامه به تهیه کتاب صوتی از رمان «قیدار» با صدای خود امیرخانی اشاره کرد که این نویسنده حتی شخصیت‌های مختلف را صداپیشگی کرده است.

امیرخانی درباره این تجربه توضیح داد: بالای ۴۰ سال هرچه که آدم یاد می‌گیرد، قسمتی از امید به زندگی است. من این کار را اصلا بلد نبودم. زندگی یعنی آموختن و انسان تا لحظه ای که می‌آموزد، انگار زنده است، اما لحظه ای که آموختن قطع می شود، لحظه مرگ است گرچه شاید آدم نفسی هم بکشد و تکانی هم بخورد.

وی افزود: گروهی از دوستان اپلیکیشن نوار به من گفتند می‌خواهیم کتاب‌هایت را صوتی کنیم. از «قیدار» شروع کردند که در آن لحن‌های زیادی بود. دوستان صداپیشه خیلی خوبی کتاب را خواندند و من به دلیل اینکه در این کار وارد نبودم، گوش دادم و زیاد ایراد گرفتم که کاش این بخش اینگونه بود و آن بخش آن طور تلفظ می‌شد و... به من گفتند خب خودت بیا بگو منظورت چیست!؟

نویسنده «من او» ادامه داد: من را به استودیو بردند و گفتند بگو ببینیم منظورت چیست. بعد گفتند اصلا خودت هم خوب می‌گویی، خودت بیا و کتاب را صوتی کن! من هم گفتم کاری که ندارد، کتاب را که خودم نوشته ام، دو سه روز هم وقت می‌گذارم و از رو می‌خوانمش! نشان به آن نشان که الان ۱۵۰ روز است که من به صورت غیرمتوالی بیش از ۱۰۰ جلسه آفیش ضبط داشتم و اینجا باید از دوستان خوبم نیما مهر، سپهر، الیاس و همینطور آقای خیرخواه عزیز که مرا گول زدند و وارد این کار کردند تشکر کنم!

امیرخانی با بیان اینکه در این تجربه خیلی چیزها آموختم، تصریح کرد: من از آنهایی بودم که با کتاب صوتی به شدت لج بودم و احساس می‌کردم کتاب یک موضوع نوشتاری است و ذهنی باید خوانده شود، برعکس شعر که یک فن شفاهی است. اما وقتی وارد این کار شدم و به دلیل رفتن به استودیو از وسیله نقلیه عمومی استفاده کردم دیدم خیلی‌ها هستند که فرصت‌هایی در روز دارند که با گوش دادن می توانند آن را سر کنند. این هم نوعی از مطالعه است.

وی یادآور شد: احساس می‌کنم اگر چیزی به کتاب اضافه شود، کار خوبی از آب درمی‌آید و نویسنده راضی است. مثلا لحن‌ها. البته با بخش تخیل و خیال‌انگیزی که از کتاب انتظار می رود مغایرت دارد. هر حرکتی از عین به ذهن قسمت‌هایی از تخیل را از بین می برد، همانطور که تصویر هم این کار را می کند، صدا هم اینگونه است. اما این نکته را هم دارد که برخی ممکن است بخشی از لحن را متوجه نشده باشند و اینگونه لحن اصلی را می شنوند.

این نویسنده تأکید کرد: «قیدار» یکی از مناسب ترین کارهای من برای تبدیل به کتاب صوتی بود و من هم در بالای چهل سالگی این آموختن را چنگ زدم و تجربه اش کردم و برایم خیلی شیرین بود.

امیرخانی با اشاره به اینکه چند رمان را که خود نویسنده‌ها صوتی کرده بودند گوش داده، افزود: متوجه شدم این نویسنده‌ها به شدت اصرار دارند صداسازی کنند و لحن‌های مختلف را بسازند، برای همین خجالتم ریخت و من هم شروع به انجام همین کار کردم. هر جا هم که احساس می کردم وای چقدر بد است من دارم جای یک شخصیت منفی حرف می زنم، با خودم می گفتم وقتی آن را نوشته ای هم یک بار در ذهنت خلقش کرده ای، حالا عیبی ندارد.

امیرخانی ادامه داد: معروف است که می گویند رادیویی‌ها شریف ترین گروه رسانه هستند و آنها معمولا در متن کتاب تغییری نمی برند. اما درباره کار خودم بارها پیش آمد که دیالوگ‌هایم را تغییر دادم و در همین کار با توجه به اینکه نویسنده و راوی یک نفر بود گاهی می گفتم نه نویسنده اشتباه کرده و بهتر بود اینطور می نوشت. چون من هیچوقت آن را با صدای بلند نخوانده بودم و اولین بارم بود!

خبرگزاری مهر
۲۱ آذر ۹۶ ، ۱۶:۱۰ ۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
میم صاد

مقنعه تونو نندازین پشت گوشاتون

مقنعه تونو نندازین پشت گوشاتون
مقنعه تونو نندازین پشت گوشاتون
مقنعه تونو نندازین پشت گوشاتون
مقنعه تونو نندازین پشت گوشاتون
مقنعه تونو نندازین پشت گوشاتون
مقنعه تونو نندازین پشت گوشاتون
مقنعه تونو نندازین پشت گوشاتون
مقنعه تونو نندازین پشت گوشاتون
مقنعه تونو نندازین پشت گوشاتون
۱۹ آذر ۹۶ ، ۱۹:۱۸ ۱۴ نظر موافقین ۷ مخالفین ۱
میم صاد

بحرانی به نام توالت

مغازه‌های زیتون و کلوچه فروشی در شهر رودبار برای جذب مشتری بیشتر، درهای توالت یا همان سرویس‌های بهداشتی خود را به روی مشتریان باز کرده‌اند. این مغازه‌دارها می‌دانند به دلیل نبود دستشویی‌های بین راهی، مسافران به شدت به دنبال رسیدن به سرویس‌های بهداشتی هستند. آنها فهمیده‌اند امکاناتی مانند سرویس‌های بهداشتی می‌تواند به جذب مشتری بیشتر ختم شود.

برخلاف این مغازه‌دارها بسیاری از مسئولان کشور هنوز متوجه نشدند برای گسترش گردشگری در ایران باید امکانات رفاهی در شهرها به حد جهانی برسد. بسیاری از توریست‌های خارجی که به ایران سفر می‌کنند از نبود سرویس‌های بهداشتی مناسب گلایه می‌کنند. آنها وقتی به ایران می‌آیند و شهر به شهر سفر می‌روند و با بحران دستشویی روبرو هستند. به ویژه اینکه سبک سرویس بهداشتی آنها با توالت‌های ایرانی متفاوت است. گفته می‌شود که برخی از توریست‎‌ها، قرص هایی برای کنترل ادرار مصرف می کنند که یکجوری با این معضل جانفرسا مقابله کنند.

اگر می‌خواهیم گردشگری در ایران رشد پیدا کند باید ابتدایی‌ترین امکانات گردشگری را فراهم کنیم. نمی‌شود انتظار داشت بدون هیچ پشتوانه، گردشگران خارجی با توجه به محدودیت‌های ایران، به کشورمان سفر کنند و از سفر به ایران لذت ببرند. درآمد بسیاری از کشورها از گردشگری خارجی، چندین برابر درآمد ما از فروش نفت است. ترکیه نمونه بارز این کشورهاست. ترکیه تمام زیرساخت‌های پذیرش گردشگر را آماده کرده است. بسیاری از مسافران داخلی هم در مسافرت‌های برون شهری و استانی با مشکل بزرگی به نام توالت بین راهی روبرو هستند. بسیاری از مسیرها در ایران دستشویی عمومی ندارند و تنها مجتمع‌های رفاهی یا پمپ بنزین‌ها، جور توالت‌های عمومی را می‌کشند. معدود سرویس‌های بهداشتی هم چندان تمیز نیستند. چرا تعارف کنیم اصلا تمیز نیستند و غیر قابل استفاده هستند.

خودتان را بگذارید جای فردی که در اتومبیل شخصی خود یا اتوبوس در یک روز سرد زمستانی نیازمند یک سرویس بهداشتی شده است. داستان تلخی است. صبر برای رسیدن به یک دستشویی می‌تواند زمینه ساز بیماری‌های متعدد برای انسان شود. گاهی 200 یا 250 کیلومتر فاصله میان یک دستشویی عمومی تا دستشویی دیگر است.

راه دور نرویم. در پایتخت ایران هم خبری از سرویس‌های بهداشتی عمومی نیست. احتیاج شما به دستشویی همانا و تلاش برای پیدا کردن یک دستشویی همانا. متروی تهران به عنوان عظیم ترین سامانه حمل و نقل عمومی کشور فاقد دستشویی است. اگر در مترو دچار دستشویی شدید، راهی برای خروج پیدا کنید و خود را به نزدیک مسجد برسانید. این تازه در صورتی است که مسجد باز باشد. سرویس بهداشتی از حقوق اولیه انسانی شان به شمار می رود. چرا برای این حق در کشور فکری نشده است؟

توالت به اندازه‌ای در جهان مهم است که روزی را به آن اختصاص داده‌اند. 19 نوامبر روز جهانی توالت است و سازمان ملل متحد نیز هر ساله به همین مناسبت آماری را از افرادی که به توالت دسترسی ندارند منتشر می کند. سازمان ملل متحد خواستار فراهم کردن تاسیسات امن و تمیز دستشویی و توالت برای همگان به ویژه زنان و دختران است. کاش مسئولی در کشور پیدا شود تا بحران توالت را در کشور حل کند.

مصطفی داننده ، عصر ایران
۱۸ آذر ۹۶ ، ۱۹:۲۲ ۴ نظر موافقین ۷ مخالفین ۰
میم صاد

از خبرهای ترسناکِ امروز

‏مردی جوان در تهران به ۱۴فقره سرقت از سوپرمارکت، لباس‌فروشی و پرنده‌فروشی محکوم شده. براش حکم «قطع دست» بریدند. در دفاع از خودش گفته «حرفی ندارم، ۱۴فقره سرقت رو قبول دارم اما دستمو قطع نکنید. مادر پیرم سرطان داره، دختر خردسال دارم و به‌خاطر فشار فقر دست به سرقت زدم.»
۰۱ آذر ۹۶ ، ۱۲:۳۱ ۹ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰
میم صاد

رخوت را باید لمس کرد، چشید

تو ادبیات به یه سری کلمات بر میخوردم که فقط میتونستم معنیش را حفظ کنم و هیچ درکی از معنی نداشتم. یک نمونه اش کلمه "رخوت" بود که وقتی معلم گفت یعنی سستی فقط زیر کلمه خطی کشیدم و نوشتم سستی و هیچوقت نفهمیدم یعنی چی.
چند وقتی میشه که کلمه رخوت را بدون اینکه زیرش خط بکشم و معنی اش را برای تاکید به خودم بنویسم، خیلی خوب درکش میکنم. الان میتونم برم به معلم ام بگم ببین استاد رخوت یه سستی ساده نبود که تو گفتی و رفتی، یه دنیا حرف داشت. یه حالت روحی پیچیده را میخواست بگه که تو فقط سستی را ازش میدونستی، بهش بگم به دانش آموزات بگو زیر رخوت خط بکشن و بنویسن "ساعت 2 بعد از ظهر بیدار شدن-از نور فراری بودن-بنیان آدم شل شدن-در واکنش به هر عملی خمیازه کشیدن و اشاره به بگذار برای بعد- هزار کار عقب مانده داشتن و حال انجام هیچکدام را نداشتن- از بطالت وقت ناراحت شدن ولی حوصله استفاده از وقت نداشتن-جمع زدن تمام آرزوهایت با نا امیدی- ...."

از گودر
۲۴ آبان ۹۶ ، ۱۱:۱۷ ۴ نظر موافقین ۷ مخالفین ۰
میم صاد

دیدگاه جالب توجه مردم تهران درباره زندگی در این اَبَرشهر

مردم از دستگاه مدیریت شهری چه انتظاری دارد و چه سیاستی را طلب می‌کنند. بیش از ۹۰ درصد تهرانی‌ها آلودگی هوا و ترافیک، ۸۶ درصد فاصله طبقاتی بین مناطق فقیرنشین و مرفه شهر و ۷۸ درصد بی‌اعتنایی و بی‌تفاوتی مردم نسبت به یکدیگر را از مهم‌ترین مشکلات شهر تهران می‌دانند.

بخشی از یادداشت محمدعلی نجفی درباره تهران
۱۳ آبان ۹۶ ، ۱۲:۰۸ ۴ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
میم صاد

کجای تهران خونه بخریم؟!

ما تصمیم گرفته بودیم خونه بخریم اما همپول نداشتیم هم اینکه کجای تهران خونه بخریم رو نمی‌دونستیم. بعد از ماجراهای فروردین ماه که با ده میلیون پولِ نقد رفته بودیم دنبال خونه‌های ۲۵۰ میلیونی، شیوه گشتن‌مون عوض شد. دنبال وام‌های مختلف میلیاردی(!) گشتیم. واحدهای ارزون‌تر می‌دیدیم که در دسترس‌تر باشن. داشتیم فکر می‌کردیم چقدر از چه کسایی می‌تونیم پول قرض کنیم. داشتیم می‌گفتیم بعد از انتخابات خونه ارزون میشه حتماً!
۱۰ آبان ۹۶ ، ۱۹:۵۲ ۱ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰
میم صاد