میم‌صاد آنلاین

درباره زندگی، فرهنگ، هنر و جامعه

دلتنگی برای مخلوقات ذهن نویسنده‌ها!

خیلی دلم تنگ شده برای بعضیا؛ برای آدم‌ها نه! برای کاراکترهای فیلم‌وسریال‌هایی که دیدم...

اول از همه و بیشتر از همه برای «فرانک (فرانسیس) آندروود»ِ عزیز
توی سریال «خانه پوشالی House of Cards»
با بازی «کوین اسپیسی»ِ نازنین

و بعد از اون برای پروفسورِ دوست‌داشتنیِ سریال «خانه اسکناس La Casa de Papel»
که به نظرم جذاب‌ترین کاراکترِ دزدِ تاریخ سینما و تلویزیونه!

بعدش برای برنارد، شخصیتِ جذابِ سریال «وست‌ورلد WestWorld»
که در کنار تمام اهالی پارکِ سریال، توی ذهنم به عنوان چهره‌هایی آشنا ثبت شدن...

و در نهایت، برای «کِلِی» سریال «13 دلیل برای اینکه 13Reasons Why»
که من رو یاد دوران دبیرستان خودم می‌انداخت!

شما توی سریال‌های تلویزیونی دلتنگ کدوم شخصیت‌ها هستید؟

به یاد دوران مدرسه و ترم اول دانشگاه!

ماه گذشته، وقتی مردم ساعت هشت و نیم شب، پای تلویزیون منتظر قسمت جدید سریال بانوی عمارت بودن، من و محیا تصمیم گرفتیم هر شب به شکل روتین، یک یا دو قسمت از سریال آمریکایی «سیزده دلیل برای اینکه...» رو ببینیم.

بله... اسمش همینه؛ داستانش هم توی مدرسه‌ای در آمریکا می‌گذره که روابط بین دانش‌‌آموزهاش پر از فراز و فرود و کشمکش‌ه و با خودکشی یکی از دانش‌آموزا، همه چیز می‌ریزه به هم.

من خیلی بیشتر از محیا باهاش ارتباط برقرار کردم. روابط پسرهای مدرسه با هم، خیلی شبیه روابط پسرهای مدرسه‌ای بود که توش دبیرستان رو گذرونده بودم؛ روابط عاشقانه بین دخترها و پسرهاش هم به شدت شبیه روابط پیچ‌توپیچِِ دوستان‌مون در دو ترم اول دانشگاه بود...

به نظرم اگه علاقه‌مند به سریال‌های به قول خودمون ژانر اجتماعی (که البته توی دنیای حرفه‌ای سینما به همین نام ژانری وجود نداره!) هستید، دیدن این سریال رو بهتون توصیه می‌کنم.

اطلاعات بیشتر

این ما هستیم...

دیشب همراه با محیا، اولین قسمت‌های سریال آمریکایی «این ما هستیم / Tis Is Us» رو دیدیم. خیلی وقت بود که می‌خواستیم ببینیم و نمی‌شد. (البته با یک سال تاخیر، ما تازه فصل اول رو شروع کردیم. چندماهی هست که فصل دوم این سریال هم پخش شده) بعد از تجربه‌ی موفقِ «دروغ‌های کوچکِ بزرگ / Big Little Lies» و ارتباط خوبی که باهاش برقرار کرده بودیم، دیدنِ یه سریال خانوادگیِ دیگه، با الگوهای ایرانی-اسلامی(!) جذاب به نظر می‌رسید.

داستان سریال چیه؟
سریال از شبِ تولدِ شخصیت‌های اصلی که همه در یک روز به دنیا اومدن شروع میشه. روایتی موازی از زندگی این آدم‌ها که در ادامه به شکل جالبی با هم ارتباط پیدا می‌کنند و داستانِ اصلی سریال رو تشکیل میدن. (سعی کردم اسپویل نکنم!) 


چرا باید ببینیم؟
درست برخلاف سریال‌های ایرانی (چه تلویزیونی و چه نمایش خانگی) که هیچ‌کدوم بر اساس دغدغه‌های عموم مردم ساخته نمیشن، (از سریال‌های طنز که کلاً زدن توی خط تباهی تا سریال‌های خانوادگی مختلفی که مخاطب باهاشون اصلا همذات‌پنداری نمی‌کنه) سریال «این ما هستیم» دست روی دغدغه‌های عمومی (انسانی) گذاشته تا از مخاطبِ آمریکایی با سبک زندگی غربی تا مخاطبِ ایرانیِ با سبک زندگی شرقی بتونه باهاش ارتباط برقرار کنه. هم شخصیت‌پردازیِ خاصِ کاراکترهای سریال مخاطب رو به خودش جذب می‌کنه و هم خرده‌داستان‌های مرتبط با این شخصیت‌ها، بسیار هوشمندانه و درست کنار هم قرار گرفتن تا منِ جوانِ ایرانیِ با سبکِ زندگیِ معلق میان شرق و غرب، بتونم با سریال و آدم‌های متفاوت و مختلفِ توی سریال ارتباط برقرار کنم.

کجا ببینیم؟
اگر نسخه سانسور شده رو می‌تونید تحمل کنید یا همراه خانواده یا بچه‌ی کوچیک می‌خواین ببینید، تلویزیون‌های اینترنتی مثل فیلیمو سریال رو برای پخش آنلاین گذاشتن. اما اگر مثل من ترجیح میدین نسخه اصلی رو ببینید، اینجا برای دانلود سایت مناسبی‌ه. لازم به ذکر است اشتراک فیلیمو ماهی پونزده هزار تومن و اشتراک سایت سی‌نما ماهی چهار هزار تومانه!

ته‌ش که چی؟
من به عنوان کسی که دغدغه نوشتن، ساختن و تولید محتوای فرهنگی/هنری داره، برام جالبه که چطور اون آمریکایی که توی قلبِ غرب نشسته می‌تونه اینقدر دغدغه‌های انسانی/متعالی/اخلاقی داشته باشه و با سرمایه خصوصی چنین سریالی خلق کنه اما ما که از لحظه‌ی تولد اذان توی گوش‌مون خوندن و با صدای اذانِ صبحِ مسجد بیدار شدیم و هر روز توی تلویزیون و مدرسه و دانشگاه از قرآن و اخلاق و انسانیت برامون گفتن، با پولِ بیت‌المال سریال‌هایی ‌می‌سازیم که به درد خودمون، مدیران، دنیا و آخرت‌مون نمی‌خوره؟ (اصلا اشاره خاصی به سریال‌های چندده‌میلیاردی الف‌ویژه‌ی معمای شاه و ستارخان و ایراندخت و... نمی‌کنم!)

شما جیب ما رو نزن!

به قول سریال پادری، به ضرس قاطع می‌تونم بگم هرجا راهنمایی رانندگی هست، ترافیک هم یا به وجود میاد یا تشدید میشه! اصلا نفسِ حضور اینا باعث ترافیک میشه. ماشین‌شون رو هرجا پارک کنن تا شعاع چند کیلومتری قفل میشه. 
حکایت‌شون حکایت بانک ملی‌ه که قرار بود «هر جا سخن از اعتماد است، نام بانک ملی ایران می‌درخشد» اما این روزها هر جا سخن از بی‌اعتمادی است، نام بانک ملی ایران به چشم می‌خورد! دوستان راهنمایی رانندگی هر جا هستن، ترافیک رو هم با خودشون میارن. آقا ما نخوایم شما راه رو باز کنی کیو باید ببینیم؟ با تشکر!
طراحی: عرفان قدرت گرفته از بیان