میم‌صاد آنلاین

درباره زندگی، فرهنگ، هنر و جامعه

تفریح فاخر VS تفریح غیرفاخر

هفته گذشته چهار روز چهار نفری با رفقا رفتیم مسافرت، سهم‌السفر ما برای این چهار روز شد دویست و پنجاه تومن؛ حالا هفته قبلش با همسر رفتیم تئاتر شنیدنِ امیررضا کوهستانی رو دیدیم (کد تخفیف داشتیم)، بعد رفتیم از یه جای تخفیف‌دار (از طریق فیدیلیو) شام خوردیم و بعد این‌بار بدون تخفیف فیلم مادرِ قلب اتمی رو توی پردیس چارسو دیدیم؛ دویست و پنجاه تومن خرجمون شد.

پیام اخلاقی این پست: به جای خرج کردن پولتون برای تئاتر و سینما و رستوران، سفر برین!

چرا اینترنت سراسری نمیشه؟!

در تعطیلات میانی خرداد ماه، تصمیم گرفتیم به جای حرص خوردن از گرمای هوای تهران، سری بزنیم به شمال و شمال‌غرب کشور که هوای نسبتاً سردتری دارد؛ هم دچار تناقض شویم و به جای کولر دنبال بخاری باشیم و هم بعد از تولید صد قسمت از یک برنامه تلویزیونی، هوایی به سرمان بخورد و کمی حالمان خوب شود. (نمی‌دونم چرا لحنم شبیه دوران پارینه‌سنگیِ وبلاگ‌نویسی شد!)
تنها مشکل سفر، اینترنت و به طور کلی آنتن موبایل بود که با توجه به وابستگی شدیدی که به فضای مجازی وجود دارد، این بی‌آنتنی و مشکلات ارتباطی خیلی اذیت کننده بود. کاش اینترنت سراسری‌تر بود، کاش همه جا آنتن داشت و کاش توسعه زیرساخت‌های فضاهای ارتباطی گسترش پیدا کند و تا نه ما، که اگر توریست‌ها نیازی به اینترنت و... داشتند، کارشان لنگ نماند.

پی‌نوشت: از این وعده‌ها زیاد دادم ولی واقعا دوست دارم خاطره‌ی این سفر را بنویسم.

مرنجاب‌نامه

آخرین روزهای مهرماه رو مرنجاب‌گردی کردیم؛ با یه سری از رفقای خوبِ قدیمی که یکی از خاطره‌انگیزترین سفرهای عمرمون شد. اگر ابر و باد و مه و خورشید و فلک جلوی پای وبلاگ نویسی من سنگ نندازن، خیلی دوست دارم سفرنامه مرنجاب رو به مرور توی وبلاگ منتشر کنم تا هم راهنمای آیندگان باشه، هم حال خوبش رو دوباره و چندباره مرور کنم.

برف بازی

توی زندگیم یاد نداشتم سیزده بدر رو توی برف و کولاک و بوران بگذرونم. تجربه جالبی بود؛ اون هم توی طبیعت بکر و نابِ آرامگاه اشموعیل نبی الله که با جمعی حدود بیست نفره، خوش گذشت. باید یه راهنمای سفر به اونجا بنویسم! :)


طراحی: عرفان قدرت گرفته از بیان