میم‌صاد آنلاین

درباره زندگی، فرهنگ، هنر و جامعه

از اینستاگرام؛ در آستانه‌ی سقوط

مثل لپ‌تاپی که چند روز پشت‌سرهم روشنه و رِبه‌رِ هنگ می‌کنه، مثل ماشینی که بدون توقف هفت‌صد هشت‌صد کیلومتر توی جاده راه رفته و ریپ می‌زنه، مثل آدمی که تجریش تا راه‌آهن رو پیاده اومده و دیگه نای قدم برداشتن نداره، مثل چشمی که پونصد صفحه کتاب رو بی‌توقف خونده و دیگه سو نداره، مثل خیلی مثال‌های مسخره شبیه مثال‌های بالا، خسته‌م. خسته‌م و هواپیمای انگیزه و روحیه‌م به جای چهار تا موتور با یه موتور داره خودش رو به نزدیک‌ترین فرودگاه می‌رسونه، دارم زور می‌زنم که برسونمش. که کم نیارم. که حتی اگه قراره سقوط کنم، به جای کوهستان توی دریا سقوط کنم که شانس زنده موندنم بیشتر شه.

شنبه ۶ آبان ۹۶ , ۱۰:۵۸ مریــــ ـــــم
من سقوط کردم
تو قعر دره
ها؟ چرا؟!
شنبه ۶ آبان ۹۶ , ۱۲:۳۲ مریــــ ـــــم
چون سوخت نداشتم
:|
بنزینم تموم شده برای ادامه دادن
ایشالا به سریع به پمپ بنزین برسی!
شاید اگه توی فرودگاه یه انگیزه ای یه کسی که منتظره یا هرچیزی که آدمو تشویق به تموم کردن مسیر کنه، باشه یا در نظر بگیرین برای خودتون، با همون یه موتورم سالم فرود بیاید :)
تکمله: این پست برای چهارشنبه بود؛ امروز که اینجاییم، فرود اومده و حالم خوبه!
تا بوده، زندگی سخت بوده.
ولی بعد از این همه هزار سال، آدمیزاد ثابت کرده که از زندگی سخت تره.
این نیز بگذرد برادر. این نیز بگذرد!
این نیز می‌گذره. و گذشته. و خوشحالم :)
کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
طراحی: عرفان قدرت گرفته از بیان