میم‌صاد آنلاین

درباره زندگی، فرهنگ، هنر و جامعه

از ستون پوریا عالمی در شرق

رفتم و داستانی نوشتم که آقایی کل روز نشسته پای تلویزیون و در مسابقات تلویزیونی شرکت می‌کند و هی ساعت دیواری برنده می‌شود و در نهایت به‌عنوان کارآفرین برتر و بعد چهره ماندگار ازش تقدیر می‌کنند. داستان پذیرفته شد و مجوز گرفت. آقاهه گفت طرح جلد کو؟ مجوز گرفتی؟ گفتم نه. گفت بدو بگیر و بیا. عنوان کتاب را هم گذاشته بود مردی که ساعت دیواری شد. عنوان را حذف کردند و گذاشتند جوان موفق ایرانی چطور باعث افتخار خود، خانواده، مردم و تلویزیونش شد؟

در مدح جایزه جلال

میگن کم شده اما هر چقدر هم از صد میلیون تومنی که پارسال به برگزیده‌های جایزه جلال دادن کم کنن، باز هم خیلیه؛ حداقل واسه یه نویسنده خیلی زیاده. دارم فکر می‌کنم اگر کتاب نوشتم، کاندید شم هم عالیه!

نشریه روشن؛ ویژه‌نامه رسانه میلی

خیلی جسارت می‌خواد توی فضای سنگین فعلی، همچین جلدی! دم روزبه کریمی و رفقاش درد نکنه. این شماره هفته‌نامه روشن رو از دست ندین؛ پرونده خوبی درباره رسانه میلی رفته؛ خوندنش به همه توصیه میشه!

هفته نامه روشن

سوتفاهم اثر آلبر کامو

توی مسیر رفت و برگشت امروز، تونستم نمایشنامه تلخ «سوتفاهم» آلبر کامو رو بخونم؛ خوب بود، جون میده واسه اقتباس سینمایی!

کار فرهنگی؛ شوخی می‌کنی؟!

من با همین سابقه نه چندان زیادم به جرئت تاکید می‌کنم هنوز مدیران ما نمی‌دونن کار فرهنگی یعنی چی؟ براشون تعریف نشده و این بزرگترین مشکل فرهنگ این مملکته.

طاقچه؛ نزدیک‌ترین کتابفروشی شهر

دیروز توی یه همایش مزخرف و بی‌خاصیت، به لطف برنامه طاقچه، کتاب «ماهی سیاه کوچولو» صمد بهرنگی رو دانلود کرده، خواندم و خیلی هم لذت بردم. دم سازندگانش گرم...

فوتبال را از ما نگیرید

نوشته بود: خط قرمز ما فوتبال اروپاست! دیگه باید بریم سوریه داعش رو نابود کنیم!

دقیقا کجایی؟

آهنگ تیتراژ قسمت پنجم سریال شهرزاد با صدای چاوشی رو شنیدم؛ به قوت قبلی‌ها نبود؛ به خصوص اونجا که می‌پرسه «دقیقا کجایی؟!»

همان بهتر که برنارد مُرد

دیشب اولین تجربه کارگردانی علی سرابی در تئاتر را دیدیم؛ ناامیدکننده و پر از اشتباهات استراتژیک هنری! ارزشش رو نداشت. ضدپیشنهاد تئاترش رو دارم برای دوربرگردون می‌نویسم که مثل ما کسی پولشو دور نزیزه! تنها اتفاق خوب دیشب، دیدن دوباره اتود و خانمش بود. دو نقطه رضایت

فقر مدیر فرهنگی

به نظرم بزرگترین مشکل فعلی مملکت، فقر مدیر فرهنگیه. اتفاقی که نتیجه‌ش رو توی صداوسیما، وزارت ارشاد و سازمان متولی فرهنگ و هنر داریم می بینیم. مدیرانی که کمترین درکی نسبت به کار فرهنگی ندارن و صرفا دغدغه های شخصی شون رو به عنوان کار فرهنگی دنبال می کنن. به جای مانور دادن روی نفوذ، روی اینکه چطور توی چهل سال مدیر درست و حسابی تربیت نکردیم بحث کنیم.
۱ ۲
طراحی: عرفان قدرت گرفته از بیان