یادداشت‌های کوتاه درباره زندگی، فرهنگ، هنر و جامعه

۱۷ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «تهران» ثبت شده است

مزه‌ی شیرینِ پیاده‌روی طولانی

سال‌ها بود پیاده‌رویِ درست و حسابی نکرده بودم. توی دوره دبستان و راهنمایی، اونقدر مدرسه‌مون به خونه نزدیک بود که مسیرِ مدرسه تا خونه پیاده‌روی به حساب نمی‌اومد. دبیرستان رو هم خیلی باکلاس و خارجی، با دوچرخه می‌رفتیم! سالِ اول دانشگاه، کلِ پیاده‌رویم از خونه تا سرِ کوچه برای رسیدن به اتوبوس و نهایتاً دو دقیقه پیاده‌روی از ایستگاه اتوبوس تا دانشگاه بود. از سال دوم دانشگاه هم که ماشین وارد زندگیم شد، تقریباً پیاده‌روی از برنامه روزانه‌م حذف شد و در یک شیبِ آرام، شصت و پنج کیلو رو تبدیل کردم به نود و پنج کیلو! (میانگین سالی سه کیلو، خیلی زیاد نیست... اما وقتی در نگاهِ کلان بهش نگاه کنی، می‌بینی همین سالی سه کیلو می‌تونه یه کاراکترِ لاغر رو به یه کاراکترِ چاق تبدیل کنه)
غیر از یک دوره کوتاه در اوایل دهه نود که به خاطر تصادف (و تحریمِ پدر!)، ماشین نداشتم و پیاده به محل کار می‌رفتم (و خیلی زود با رفعِ تحریم‌ها از بین رفت!) و همچنین یک دوره کوتاه که توی همین دفترِ جدید، خودم رو موظف می‌کردم که برم توی خیابون، حتی به بهانه خرید یک روزنامه، چندصدمتری رو پیاده‌روی کنم؛ دیگه یادم نمیاد مسیر طولانی‌ای رو پیاده طی کرده باشم.
دیروز ماشین رو گذاشته بودم تعمیرگاه و باید پیاده برمی‌گشتم خونه. (عمیقاً دوست داشتم از پارک ملت تا خونه رو پیاده برم!) وقتی چهارراه ولیعصر از اتوبوس پیاده شدم، و صدای موسیقی رو زیاد کردم، و دکمه‌ی «آغاز پیاده روی» رو توی اپِ سلامتیِ گوشی راه انداختم، و توی گوگل‌مپ مسیر و زمان رو چک کردم و پیاده راه‌افتادم؛ تا برسم به خونه و پیامِ شادی‌بخشِ اتمام مسیر رو از اپِ سلامتیِ گوشی دریافت کنم، خیلی حالِ خوبی داشتم.
اینکه توی چشم مردم نگاه کنم، خندیدن‌هاشون، عصبانیت‌هاشون، عشق‌بازی‌هاشون، غم و افسردگی‌هاشون رو ببینم، برام حسِ تازه و نویی داشت. مزه‌ی شیرینی داشت که خیلی وقت بود تجربه نکرده بودم.
وقتی توی ماشینم، انگار که از جامعه و شهر و دنیا دورم. موسیقی زیرصدا پخش میشه، من یا با سرعت در حال حرکتم و تمرکزم روی رانندگی‌ه، یا توی ترافیکم و دارم با گوشی، تلگرام و اینستاگرام و توییتر چک می‌کنم. 
وقتی پیاده میری، حتی اگه موسیقی توی گوش‌ت باشه، توی دل مردمی... ریز صداشون رو می‌شنوی، بوشون رو حس می‌کنی، تابلوهای مغازه‌ها و نوشته‌های روی در و دیوار رو با دقت‌تر می‌بینی. بیشتر حس می‌کنی که توی جامعه‌ای.
حس خوبی داشتم؛ و دوست دارم که حتی بعد از فردا، بعد از تحویلِ ماشین، باز هم اینطوری پیاده‌روی کنم تا حالم خوب بشه. شاید با این فرمون، بتونم سالی سه کیلو کم کنم، و بعد از ده سال، در چهل سالگی به وزنِ ایده‌آلِ هفتاد کیلو برسم!
۰۸ خرداد ۹۷ ، ۱۵:۰۳ ۲۱ نظر موافقین ۱۰ مخالفین ۲
میم صاد

این روزهای ترسناک

اتفاقات این روزها شبیه هیچ موردِ مشابهِ گذشته نیست؛ نه مثل ۸۸ از پس گرفتن رای خبری هست و نه مثل ۷۸ از دغدغه‌های مدنی مثل توقیف مطبوعات. 
من هنوز اخبار این روزها رو هضم نمی‌کنم؛ اینکه تلویزیون شبیه ۸۸ برخورد می‌کنه، اینکه هنوز مردم تاثیرگرفته از سعودی و صهیونیسم دونسته میشن، اینکه مسئولان ارشد تکلیف‌شون با مردم مشخص نیست و خیلی چیزهای دیگه. من فقط می‌ترسم...
۱۲ دی ۹۶ ، ۱۰:۳۶ ۳ نظر موافقین ۵ مخالفین ۱
میم صاد

نقش مهم پلیس در ترافیک

سیستم چراغ‌قرمزهایی که دست پلیس‌ه، اینجوریه که چراغ رو سبز می‌کنن، به محض اینکه می‌خواد ترافیک باز شه، دوباره قرمزش می‌کنن که مبادا یکی از گره‌های ترافیکی باز بشه و مردم کارشون راه بیفته! باید هر دو طرفِ تقاطع، عادلانه توی ترافیک و پشتِ چراغ قرمز بمونن!
۰۸ آذر ۹۶ ، ۱۱:۴۷ ۶ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰
میم صاد

دیدگاه جالب توجه مردم تهران درباره زندگی در این اَبَرشهر

مردم از دستگاه مدیریت شهری چه انتظاری دارد و چه سیاستی را طلب می‌کنند. بیش از ۹۰ درصد تهرانی‌ها آلودگی هوا و ترافیک، ۸۶ درصد فاصله طبقاتی بین مناطق فقیرنشین و مرفه شهر و ۷۸ درصد بی‌اعتنایی و بی‌تفاوتی مردم نسبت به یکدیگر را از مهم‌ترین مشکلات شهر تهران می‌دانند.

بخشی از یادداشت محمدعلی نجفی درباره تهران
۱۳ آبان ۹۶ ، ۱۲:۰۸ ۴ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
میم صاد

سقف آرزوهای ما رو ببین!

آقای شهردار فعلی و البته به‌زودی سابقِ تهران می‌فرمان «با تهران کاری کردیم که شهردار بعدی کاری برای انجام نداشته باشه.»

با اینکه مستر قالیباف برای تهران در حوزه عمرانی خیلی کار کرده و از نهایی کردن برج میلاد تا ساخت پردیس‌های سینمایی و یک عالمه بزرگراه و باغ کتاب و...، خیلی کار انجام داده و پول خرج کرده (البته خودش نه، قرارگاه خاتم!) شکی نیست. اما سوال من اینه: آقای قالیباف! سقف آرزوهای شما برای تهران این بود؟

اگر تهران نود و شش، تهرانِ ایده‌آلِ شماست، واقعا متاسفم براتون که اینقدر دنیای کوچیکی دازید. این شهر هنوز تا جایی که «نیاز به انجام هیچ کاری نداشته باشه» خیلی فاصله داره. لطف سقف آرزوهاتون رو ببرید بالاتر!

از تهران که گذشت، در قرارگاه خاتم یا بنیاد مستضعفان، سقف آرزوهاتون رو بلندتر کنید.
۲۲ مرداد ۹۶ ، ۱۲:۱۲ ۵ نظر موافقین ۵ مخالفین ۱
میم صاد

یک روز ترسناک در تهران

بعد از فاجعه پلاسکو و چندساعت تلخی که بر همه گذشت، فکر نمی‌کردم به این زودی‌ها دوباره چنین فجایعی اتفاق بیفته. دیروز یه ساختمون توی گیشا ریخت و حدود چهل نفر مصدوم شدن و از اون طرف، دو تا قطار مترو به هم خوردن و باز چندین نفر مجروح شدن؛ گفتم عه، تهران هنوز پر از حادثه است. اما امروز وقتی خبر دو تا عملیات تروریستی رو توی فضای مجازی خوندم، شوکه شدم و حتی هنوز از توی شوک درنیومدم. چقدر راحت با چند تا گلوله، یه شهر می‌تونه بهم بریزه و اینطور ملتهب بشه. مردم کشورهای جنگ زده مثل سوریه و عراق چه می‌کشن؟ 


پی‌نوشت: خدایا؛ این شهر و این سرزمین رو از دشمنی‌ها دور کن.

تذکر: بیشتر از تروریست‌های حمله کننده به مجلس و مرقد امام، از کسانی که توی فضای مجازی از التهاب تهران و ایران خوشحال بودن، می‌ترسم. خدایا، این شهر و این سرزمین رو از این دشمنان داخلی هم دور کن.
۱۷ خرداد ۹۶ ، ۱۶:۲۴ ۱ نظر موافقین ۷ مخالفین ۰
میم صاد

شهر از پای بست ویران است

توی این چند وقت اخیر که ترافیک تهران به قول مسئولان به طرز عجیبی گسترش پیدا کرده و گفته میشه حتی عوامل مصنوعی مثل رانندگان آژانس، نیروهای شهرداری تهران یا رانندگان اسنپ(!) باعثش هستند؛ مجبور شدم چند باری با وسایل نقلیه عمومی به مرکز شهر یا جاهایی که کار دارم برم. واقعیت تلخ این تجربه، نارضایتی شدیدم از حال اتوبوس‌ها و مترو و حتی راننده‌های تاکسی بوذ که رسماً من رو از تصمیمم پشیمون کردند.
گرونی بی دلیل مترو و اتوبوس به شکلی که تفاوت چندانی با کرایه تاکسی‌ها نداره رو اصلا درک نمی کنم؛ از اون طرف کرایه‌های نجومی که آژانسی‌ها یا رانندگان تاکسی بابت مسیرهای معمولی درخواست می‌کنن هم اصلا قابل پذیرش نیست؛ مثلا در حالی که مجموعه‌های اسنپ و تپسی یه مسیر رو با پونزده هزار تومن میبرن، تاکسی‌ها طلب سی هزار تومن دارن که درکش برام عجیبه...
نمی‌دونم راه و چاره رفع این ترافیک‌های اعصاب خرد کن چیه ولی امیدوارم حل این ماجرا سیاسی نشه و دولت گردن شهرداری و شهرداری گردن جاسوس‌های اسنپی(!) نندازه؛ کاش یه روز خوب بیاد که دولت همراه با شهرداری و با کمک پلیس راهور گره کور ترافیک‌های عصرگاهی تهران رو باز کنن تا مردمِ خسته‌ی این شهر کمتر عمرشون رو لای دود و گوگرد تلف کنند. 
۰۲ دی ۹۵ ، ۱۶:۰۳ ۰ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰
میم صاد

چرا؟

چرا باید الان اینقدر ترافیک باشه؟! ساعت دو بعد از ظهر یک روز عادی!

۳۰ آذر ۹۵ ، ۱۳:۵۰ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۱
میم صاد

درخواست پناهندگی

شما این عکس رو ببر هر سفارتخونه‌ای، در لحظه بهت پناهندگی میده.
یک ساعت و ۳۸ دقیقه + ۴۳ دقیقه

۱۸ آبان ۹۵ ، ۱۹:۱۲ ۱ نظر موافقین ۳ مخالفین ۱
میم صاد

تهران؛ ما رو نخور!

۰۹ آبان ۹۵ ، ۱۹:۵۳ ۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۱
میم صاد