یادداشت‌های کوتاه درباره زندگی، فرهنگ، هنر و جامعه

۱۶ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «سینما» ثبت شده است

تعطیلات باید اینجوری باشه

جمعه رو از دست دادیم، شنبه هم بالاجبار سرکار بودیم اما یکشنبه! یکشنبه‌ی تعطیلِ بسیار خوبی بود. غیر از دیدنِ فیلم «ترومن شو» که حسرت خوردم چرا اینقدر دیر دیدمش؛ با محیا، سه تا کارِ خوب دیدیم. انیمیشن «بچه رییس» که تهِ فرهنگسازی برای بچه‌دار شدن بود؛ به همراه فیلم‌تئاتر «ستوان اینیشمور» که متنِ به شدت قوی‌ای داشت. و «جایی برای پیرمردها نیست»ِ برادرانِ کوئن. که البته زیرنویسش به قدری بد بود که بنظرم باید با یه زیرنویس دیگه بعداً مجدد ببینیمش.

پی‌نوشت: همین چهار تا کار رو بخوای توی سینما و تئاتر ببینی، باید بالای صد، صد و پنجاه خرج کنی؛ اما میشه راحت و رایگان خونه دید. و به نظرم توی خونه فیلم/تئاتر دیدن، لم دادن جلوی مبل، وسطش پاوز کردن و رفتن به دستشویی، آپشن‌هایی‌ه که توی سالن فیلم/تئاتر دیدن، ندارتشون.
۲۹ آبان ۹۶ ، ۱۱:۲۹ ۳ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰
میم صاد

زرد؛ تلخ و رمزآلود مثل سینمای فرهادی

هفته گذشته فیلم زرد رو دیدم. برخلاف نظر دوستان و آشنایان؛ من فیلم رو خیلی دوست داشتم. ریزه‌کاری‌های زیادی داشت که حواس نویسنده و کارگردان به خیلی‌هاشون بود و یه سری رو هم از دستش در رفته بود. 


دغدغه کارگردان روی ناگفته‌های زندگی آدم‌ها و قایم کردن بعضی اتفاقات ریز خوب بود. روابط بین شخصیت‌ها (با اینکه تقریباً دیگه داره تکراری میشه که چند تا جوانک دور هم شاد و خوشحالن اما اتفاقاتی باعث تلخی بین‌شون میشه) بد نبود و در طول فیلم حتی با اضافه کردن یه سری جزییات بهتر شد. خرده‌داستان‌ها عالی بودن و ریتم اتفاقات هم مناسب بود.


نمیشه بهش نمره 7 و 8 (به سبک آی‌ام‌دی‌بی) داد اما توی فیلم‌های ایرانی نمره قابل قبولی می‌‌گیره. سه ستاره مثلا!

۲۳ مهر ۹۶ ، ۰۹:۳۸ ۱ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰
میم صاد

ایشالا عروسیت/عزات

ده سالی مجبور شدم توی عروسی فامیل، خاله و عمه هامو تحمل کنم که میزدن پشتم و با خنده میگفتن بعدی نوبت توئه. منم توی عزاداری ها همین کار رو باهاشون کردم تا دست از سرم برداشتن. / وودی آلن
۲۹ خرداد ۹۶ ، ۱۸:۱۱ ۲ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰
میم صاد

تفریح فاخر VS تفریح غیرفاخر

هفته گذشته چهار روز چهار نفری با رفقا رفتیم مسافرت، سهم‌السفر ما برای این چهار روز شد دویست و پنجاه تومن؛ حالا هفته قبلش با همسر رفتیم تئاتر شنیدنِ امیررضا کوهستانی رو دیدیم (کد تخفیف داشتیم)، بعد رفتیم از یه جای تخفیف‌دار (از طریق فیدیلیو) شام خوردیم و بعد این‌بار بدون تخفیف فیلم مادرِ قلب اتمی رو توی پردیس چارسو دیدیم؛ دویست و پنجاه تومن خرجمون شد.

پیام اخلاقی این پست: به جای خرج کردن پولتون برای تئاتر و سینما و رستوران، سفر برین!
۲۳ خرداد ۹۶ ، ۱۱:۰۵ ۵ نظر موافقین ۶ مخالفین ۰
میم صاد

انقلاب شادی و خنده

انقلاب بعدی، انقلاب شادی و خنده‌ست؛ وقتی فیلمِ پر از رقص و شادی(!) سلام بمبئی می‌تونه رکورد فروش فیلم فروشنده (با اون سانس‌های شش صبح و هیجانات مردم) رو بشکنه، یعنی مردم دلشون به قول خبرگزاری فارس، سینمای کاباره‌ای و فیلم‌فارسی می‌خواد؛ که به هر شکلی، ولو با سالوادورها و آلبالوها و بمبئی‌ها دو ساعت توی سالن سینما بخندن و حالشون خوب شه، فارغ از اصول فیلمسازی و نگاه منتقدان به سینما.

کاش مردم رو، نیازشون رو، حال دلشون رو هیچوقت فراموش نکنیم؛ چه هنرمندها و چه سیاستمدارها...
۱۲ آذر ۹۵ ، ۲۳:۲۳ ۰ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰
میم صاد

هالیوود، حامی نهاد خانواده

اگر فیلم‌های سینمایی چند سال اخیر هالیوود، به خصوص اونها که نامزد اسکار شدن یا جایزه گرفتن رو تحلیل کنیم، «نهاد خانواده» تقریباً خط قرمز تمام خطوط داستانیه و تنها چیزی که همیشه حواسشون هست از بین نره، همین کلمه‌ی به ظاهر ساده‌ی «خانواده» است که ما فقط توی کارهای فرهنگی، شعارش رو میدیم که کانون خانواده رو گرم نگه داریم و اینها. 
در این مورد باید مفصل‌تر نوشت؛ ولی علی‌الحساب سریال‌ها، انیمیشن‌ها و فیلم‌های سینمایی آمریکایی (نه اروپایی) رو از این زاویه نگاه کنین و با آثار فرهنگی خودمون (خاصه فیلم‌های سینمایی) مقایسه کنین؛ دقیقا جاهامون عوض شده؛ ما خانواده رو می‌زنیم و اونها ازش دفاع می‌کنن.
به نظرم یه جای کار داره می‌لنگه...
۱۲ آبان ۹۵ ، ۱۳:۴۱ ۱ نظر موافقین ۳ مخالفین ۱
میم صاد

کارخانه رویاسازی

دیروز جایی بودم، سعید قطبی‌زاده منتقد معروف داشت صحبت می‌کرد؛ گفت: از وقتی که سینما به جای کارخانه رویاسازی، تبدیل به آینه واقعیت‌های جامعه شده، در حال نابودی‌ه. کاش انتظارمون رو از سینما بالا ببریم...
با اینکه قبول دارم، رویا و تخیل انتها ندارند و تا بی‌نهایت میشه با کمک سینما رویاسازی کرد؛ و با تمام احترامی که برای آقای قطبی‌زاده قائل هستم، به نظرم دوره رویاسازی تموم شده و الان مردم دوست دارن خودشون رو روی پرده سینما ببینن و به همین خاطر، امثال اصغر فرهادی شهرت جهانی پیدا کردن. کاش به جای تاسف خوردن به حال سینمای دنیا، این تغییرات رو بپذیریم...
۱۴ مهر ۹۵ ، ۱۷:۱۳ ۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
میم صاد

فروشنده...

درباره فروشنده نمیشه توی یه خط و دو خط نوشت؛ اما من همون روز اول فیلم رو در هیجان روزهای اول فروشش دیدم؛ شاید نتونم خیلی نظر واقعی بدم اما با تمام هیجاناتی که اون روز وجود داشت، به شدت فیلم تاثیرگذاری بود و هنوز خیلی نسبت بهش احساس دارم. باید یه بار دیگه امشب ببینمش تا بشه مفصل راجع بهش حرف زد.
۱۵ شهریور ۹۵ ، ۱۴:۰۰ ۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
میم صاد

بی‌مزه‌ترین فیلم سال!

من از فیلم سفارشی «ایستاده در غبار» به شدت متنفرم و اصلا فیلم نمی‌دونمش. اما الان بحثم دوست داشتن یا نداشتن این ضدفیلمِ سفارشی نیست.
بحثم اینه که تئاتر «مجلس ضربت خوردن» محمدرحمانیان | بهرام بیضایی توی یک ماه گذشته یک میلیارد تومن با یک اجرا در هر شب، فروش داشته اما فیلم «ایستاده در غبار» با تمام تبلیغات زورچپون شهری و تلویزیونی و...، هنوز موفق نشده یک میلیارد تومن بفروشه. خنده‌داره نه؟!
۱۲ تیر ۹۵ ، ۲۲:۱۱ ۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۳
میم صاد

هنرمندان ترسو

دارم کم‌کم از هنرمندان کشور ناامید میشم. توی دوره و روزگار اینترنت و دسترسی آزاد به تمامی اطلاعات، توی دوره و زمونه‌ای که به واسطه یه چالش (ولو با نیت تخریب دولت) همه مجبور شدن فیش حقوقی‌شون رو منتشر کنن، یه فیلم‌سینمایی با مجوز ساخته شده رو نمی‌تونیم ببینیم!
به نظرم اگه یه کم هنرمندان کشورمون دل و جرئت به خرج بدن و توی انتشار فیلم‌هاشون به شکل اینترنتی، (ولو فروش به پخش کننده‌های خارجی یا سایت‌هایی مثل نت‌فلیکس) دیگه دولت یا هیچ نهادی نمی‌تونه به بهونه عدم صدور پروانه نمایش، جلوی اکران فیلم‌ها رو بگیره.
این اتفاق دیر یا زود میفته ولی کاش زودتر بیفته و یکی مثل کاهانی پیشگام بشه.
۰۶ تیر ۹۵ ، ۱۶:۴۹ ۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
میم صاد